
حجتالاسلام دکتر محمد صابر جعفري
وقتي که سخن از برگزاري جشن يا شادماني به مناسبت آغاز امامت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و بيعت با ايشان ميشود. برخي ميپرسند: معناي اين کار چيست؟ مگر در عصر امامان شيعه چنين رسمي بوده است که امامي شهيد شده و روز بعد، براي امامت فرزندش شادمان باشند؟ پرسش ديگر اينکه آيا اين درست است که عدهاي قصد دارند با طرح جشن نهم ربيع به عنوان آغاز امامت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف با برنامههاي ديگر در چنين روزي مقابله کنند؟ و اصولا بيعت با امام يعني چه و چه ثمرهاي دارد؟ اينها پرسشهايي است که ميخواهيم نگاه قائم مقام بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف را در اينباره بدانيم:
1. آيا شيعيان براي به امامت رسيدن امامي، جشن ميگرفتهاند؟
دو نوع شادماني براي به امامت رسيدن امام داريم. يک نوع وقتي است که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ، حضرت علي عليه السلام را به عنوان امام معرفي ميکند. براي اين امر، مراسم داشتيم و امامان هم بر آن و بزرگداشت آن تأکيد کردهاند؛ البته جشني متناسب با عرف زمانة خودش؛ يعني وقتي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ، حضرت علي عليه السلام را به عنوان امام در غدير مطرح ميکنند که يک حالت عمومي دارد، اين همراه خودش، جشن دارد؛ تا چند روز افراد به اميرالمؤمنين عليه السلام تبريک ميگفتند؛ حتي بعد از اين واقعه هم، وقتي کسي خبردار ميشد به آن حضرت تبريک ميگفت؛ چون پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرموده بودند که حاضران به غايبان بگويند. حاجياني که به مناطق خودشان برميگشتند و اين خبر مهم را به منطقة خودشان ميرساندند، عدهاي که تازه خبردار ميشدند باز هم به اميرالمؤمنين عليه السلام تبريک ميگفتند.
جشن گرفتن در اين روز در سيرة علما هم بود است. با اينکه عيد قربان و عيد فطر از عيدهاي اسلامي است؛ اما علاوه بر اين دو عيد، عيد غدير را بسيار گرامي ميداشتند.
اما نوع دوم، آغاز امامت، بعد از شهادت امام قبلي است. سيرة اهلبيت عليهم السلام در اين مورد چگونه بوده است؟ اول اينکه طبيعي است که ايشان به مناسبت شهادت امام قبلي، محزون بودهاند. شيعيان نزد امام جديد ميآمدند و ابتدا شهادت امام قبلي را تسليت ميگفتند و سپس با امام جديد بيعت ميکردند. امام عليه السلام با تعابير مختلف به اينها ميگفتند خوشحال باشيد که با ما هستيد و شيعيان هم خوشحال بودند که گمراه نشدهاند و امام بعدي را شناختهاند و مثلاً هفتامامي نماندهاند؛ به خصوص تا زمان امام رضا عليه السلام که سرآغاز دوازده امامي شدنِ شيعه است؛ يعني ما هفتامامي و ششامامي داريم، اما هشتامامي نداريم؛ هر کسي امام رضا عليه السلام را پذيرفته است بقية ائمه را هم قبول کرده و دوازدهامامي شده است.
البته اهلبيت عليهم السلام در يک فضاي حزني زندگي ميکردند و ميفرمودند بنياميه براي ما عيد نگذاشتند؛ بنابراين سيرة آنها بيشتر به تسليت و حزن متمايل بوده است.
در تقويمهاي ايران قديم، اين روز به نام تاجگذاري امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف مطرح بوده است؛ ولي پس از انقلاب اسلامي، تعبير تاجگذاري تغيير کرد. اين سخن صحيح نيست که کسي بگويد ما در بين علما، کسي را نداشتيم که به نهم ربيع اهتمام بورزد!
2. آيا اين نهم ربيع را در مقابل آن نهم ربيع درآوردهاند؟!
خير. جشن و شادماني براي آغاز امامت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف پيش از انقلاب اسلامي هم بوده است و اصلا حادثه ديگري در نهم ربيع نبوده است. خليفة دوم در اواخر ذيالحجه از دنيا رفته است و ربطي به نهم ربيع ندارد؛ البته چون نهم ربيع به روز قتل خليفة دوم معروف بود، بنابراين براي برخي از سالروز آغاز ولايت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف پررنگتر بود؛ اما به اين معنا نبود که آغاز امامت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف مورد غفلت واقع شود؛ البته دستهايي در کار است؛ دستهايي که ميخواهند وحدت را برهم بزنند؛ وگرنه کساني که در نظامِ ما دم از وحدت زدند، از همه بيشتر تبيينگر ولايت بودهاند، مثل امام راحل رحمه الله ؛ اين همه از وحدت صحبت کرد، ولي خود امام رحمه الله از همه بيشتر ولايي و مبلغ ولايت بود؛ از همه بيشتر دربارة ولايت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و ائمه عليهم السلام و ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام سخن گفت. مقام معظم رهبري هم از وحدت صحبت ميکنند و هم در مورد جايگاه اهلبيت عليهم السلام ، جايگاه برتري اميرالمؤمنين عليه السلام ، جايگاه برتري اهلبيت عليهم السلام صحبت ميکنند، و يا مجالس و روضههايي که در بيت خودشان برگزار ميکنند، هيچکدام منافاتي با بحثِ وحدت ندارد؛ اما برخي از آدمهايي که دم از وحدت ميزنند، فحش هم ميدهند، لعن هم ميکنند؛ هيچ موفقيتي در جهت ترويج و تبليغ مکتب اهلبيت عليهم السلام و ترويج شيعه نداشتهاند.
3. بيعت چيست؟
بيعت از بيع ميآيد به معناي معامله و خريد و فروش؛ قرآن ميفرمايد: «وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ؛[1] برخي از مردم هستند که جان خودشان را براي رضاي خداوند متعال ميفروشند». و يا تعبيري كه در مورد انسان وجود دارد اين است: انسان در يك نوع معامله قرار دارد، «وَالْعَصْرِ؛ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ»؛ انسان در سود و زيان است. وقتي دنيا مزرعه شد، انسان دائم در حال معامله است و در سود و زيان است و دائم دارد از او كم ميشود و خسر يعني همين.
اگر انسان در معامله و سود و زيان است، دين، بيعِ او را جهت ميدهد و جهتدهي آن، بيعت با امام است. در واقع كار دين جهتدهي به معاملات انسان است؛ جهتدهي به اينكه تو زندگيات را، فكرت را، ذكرت را، وقتت را، قلمت را، عُلقههايت را، دغدغههايت را و هزينههاي ماليات را براي چه مصرف كني؟ اگر جهت ندهي، خُسر است، مثل يخي كه دارد آب ميشود سرمايههايت هم دارد نابود ميشود. دين جهت ميدهد که سرمايههاي وجودت را به چه كسي بفروشي. امام علي عليه السلام ميفرمايد: «الا ان ثمنك الجنه فلا تبيعوها الا بالجنه؛ آگاه باشيد که قيمت جان شما بهشت است، پس نفروشيد آن را مگر به بهشت.» تازه اين بهاي جان شماست و بالاتر از اين روح شماست که بهاي آن، خود خداست. پس حالا كه قرار است جان ما برود، براي كه و براي چه برود؟ چه بخواهيم و چه نخواهيم اين جانمان دارد رايگان ميرود. چه خوب است که اين جانمان را به دست كسي بسپاريم كه هم خوب مديريت ميكند و هم دوستمان دارد.
بيعت اين ثمره را هم دارد که وقتي فهميدي طرف حسابت امام حسين عليه السلام يا امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف است، رفتارت، زندگيات، برخوردت، همه به او بيشتر متمايل ميشود.
4. آيا اين بيعت سابقه داشته است؟
چنانکه گفتيم، تجديد عهد و پيمان و بيعت با امام، سابقه داشته است؛ به عبارت ديگر، سير زندگي اهلبيت عليهم السلام اينگونه بوده است که هرگاه امامي به شهادت ميرسيد، شيعيان نزد امام بعدي ميآمدند و عرض ارادت ميکردند و ضمن عرض تسليت شهادت امام قبلي، با امام جديد هم تجديد عهد و بيعت ميکردند؛ حتي امامان قبل از شهادت، براي امام بعد از خود نيز از مردم بيعت ميگرفتند؛ مثلاً پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم ، در غدير خم نسبت به حضرت علي عليه السلام از مردم بيعت گرفتند و فرمودند: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه»، بعد دستور دادند که همگان بر قبول ولايت و وفاداري نسبت به آن با اميرالمؤمنين عليه السلام بيعت کنند، به نقل تاريخ سه شبانهروز طول کشيد تا همگان توانستند با علي عليه السلام بيعت کنند؛ حتي خانمها هم با قرار دادن دستشان در ظرف آبي با آن حضرت بيعت کردند و يا پيامبر فرمود: «سلّموا عَلي عَليّ بأميرالمؤمنين (بامره المؤمنين)؛ به حضرت علي به عنوان اميرالمؤمنين سلام دهيد». گاهي وقتها پيامبر يا امام، نسبت به امام بعدي، از افراد عهد و پيمان خصوصي و عمومي ميگرفتند. جالب اينکه گاهي هم براي خودشان از مردم عهد و پيمان و بيعت ميگرفتند؛ مثلا پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم از مسلمانان همراه خويش بيعتي گرفت که بعدها «بيعت رضوان» ناميده شد. ائمه عليهم السلام هم براي امامت خودشان از مردم بيعت مجدد ميگرفتند يا متذکر بيعت گذشته ميشدند. رواياتي كه «انشدكم الله» دارد به اين موضوع برميگردد. حضرت علي عليه السلام چند بار متذکر بيعت ميشوند؛ امام حسين عليه السلام نيز يك سال پيش از واقعة عاشورا در مِني، يادآور بيعت ميشود و وقتي امام حسين عليه السلام و حضرت علي عليه السلام از مردم ميخواهند و جواب نميدهند، آنها را نفرين ميكنند. «انشدكم الله»، شما را به خدا قسم ميدهم كه شما نبوديد كه پيامبر فرمود: «اولي بكم من انفسكم»؟ چهار پنج تا از صحابة پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ميگويند ما پيرمرد شديم و يادمان نميآيد كه حضرت آنها را نفرين ميكند. اين نكته مهم است كه گاهي وقتها امام، جامعه را به آن بيعت با خود متذكر ميشود.
بنابراين با نزديک شدن به ايام نهم ربيعالاول، آغاز امامت يگانه منجي عالم بشريت و سخن از بيعت با امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ؛ براي کسي احساس غريبي پيش نيايد؛ زيرا تجديد عهد و بيعت براي جريان امامت امام عليه السلام چيز عجيبي نيست.■
سوتيتر:
اگر انسان در معامله و سود و زيان است، دين، بيعِ او را جهت ميدهد و جهتدهي آن، بيعت با امام است. در واقع كار دين جهتدهي به معاملات انسان است؛ جهتدهي به اينكه تو زندگيات را، فكرت را، ذكرت را، وقتت را، قلمت را، عُلقههايت را، دغدغههايت را و هزينههاي ماليات را براي چه مصرف كني؟ اگر جهت ندهي، خُسر است، مثل يخي كه دارد آب ميشود سرمايههايت هم دارد نابود ميشود.
بيعت اين ثمره را هم دارد که وقتي فهميدي طرف حسابت امام حسين عليه السلام يا امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف است، رفتارت، زندگيات، برخوردت، همه به او بيشتر متمايل ميشود.
[1]. سوره بقره/ 207