اگر سپاهيان يزيد آن قدر جلاد و سنگدل بودند که حتي به طفل شش ماهه رحم نکردند، پس چرا امام سجاد (ع) را نکشتند؟!
اگر سپاهيان يزيد آن قدر جلاد و سنگدل بودند که حتي به طفل شش ماهه رحم نکردند، پس چرا امام سجاد (ع) را نکشتند، آيا در اين مورد دلشان به رحم آمد؟!
به طور مسلم سپاهیان یزید که مست این پیروزی بودند و از شوق رسیدن به وعدهها سر از پا نمیشناختند، هیچگاه دلشان به رحم نیامده بود، که اگر غیر از این بود، پس از قتل عام و پیروزی، به قطعه قطعه کردن پیکرها، تاختن با اسب بر بدنهای بیجان و جدا کردن سرهایشان نمیپرداختند….
بلکه، ظاهر امر چنین است که وقتی به چادرها ریختند و متوجه حضور امام سجاد (ع) شدند، عدهای گفتند: او خودش در حال احتضار است و تا دقایق یا ساعاتی دیگر میمیرد و کشتن او ضرورتی ندارد (و اساساً برای آنها امام حسین «ع» و یاران وی در جنگ مهم بودند که همه را کشته بودند و اکنون خسته و مترصد رسیدن بودند و کشتن یک شخص در حال احتضار برایشان جاذبهای نداشت)، و عدهی دیگری گفتند که خیر باید او را هم کشت! اما حضرت زینب (ع) سپر شد و فرمود: اگر میخواهید او را بکشید، باید اول من را بکشید. و آنان مایل نبودند که با کشتن حضرت زینب (ع)، آن هم پس از پایان جنگ زیر سؤال بروند. به ویژه با توجه به این که به خیانت امرای خود یقین داشتند و میدانستند که پس از این فاجعه در اذهان عمومی پاسخگو میباشند و میدانستند که اگر به چنین عملی مرتکب شوند، ابن زیادها برای تبرئهی خود در اذهان عمومی خواهند گفت: ما به شما نگفته بودیم که زنان اسیر و یا یک شخص بیمار و در حال احتضار را بکشید، پس مقصرید و باید مجازات شوید! لذا منصرف شدند. مضاف بر این که بسیار علاقمند بودند تا به همراه سرهای بریده اسرایی را به شام منتقل کنند و بگویند حسین (ع) را کشتیم و فرزندش را به اسارت آوردیم، تا پاداش بیشتری بگیرند.
اما، باطن امر سنّت و ارادهی الهی مبنی بر باقی ماندن حجت خدا در زمین است. چنان چه حضرت ابراهیم (ع) را به آتش انداختند اما به امر الهی آتش در او اثر نکرد – حضرت یونس (ع) را به دریا انداختند، اما کشته نشد – برای جلوگیری از تولد حضرت موسی (ع) هر مولود پسری را کشتند، اما خودشان موسی را از آب گرفتند و به عنوان فرزند خوانده به قصر فرعون بردند – مکرر به جان مبارک پیامبر اسلام (ص) سوء قصد کردند، اما موفق نشدند … و در نهایت آن که امام حسن عکسری را بدین هدف که تحت نظر داشته باشند تا مبادا از او فرزند ذکوری متولد شود و او امام دوازدهم و امام زمان باشد، در میان پادگانی (عسکر) سکنی دادند و با زنان جاسوس، اوضاع خانه و همسران وی را کنترل میکردند، اما امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف به دنیا آمد و کسی نتوانست گزندی به او وارد نماید.((اللهم عجل لولیک الفرج))
منبع: سایت شبهه